امروز یکشنبه ، ۲۱ مهر ۱۳۹۸
مدح

جسم پاکت را خدا نیکوتر از جان آفریده(مدح)ای دست و دیده حی توانا را(مدح)مرا به عالم زر بود با تو این میثاق (مدح)ای ابر مرد عالم خلقت (مدح ومرثیه)ای در سفینة دو جهان ناخدا علی (مدح)دنیا ز چه دل به اشتیاقت بدهم(مذمت دنیا )آیینه تمام نمای خدا، علی است (مدح)تویی شمع وجود و عالمت پروانه یا حیدر (مناجات بامولا)ای قبای عدل زیبا بر قد و بالای تو (مدح)تا به پای شیر حق درِّ سخن سازم نثار (مدح)شهریار ملک دلهایی نمی‌دانم که‌ای؟ (مدح)نغمۀ «یا هو»ست به هر موی من (مدح)حدیثی است زیبا و روشن بسی (دوستی علی)ای دو جهـان طـور تجلاّی تو (مدح)جان را به یک اشاره مسخر کند علی(مدح)دست خدا و «نفْس» پیمبر فقط علی است (مدح)ای به خلق از خلق اولا یا امیرالمؤمنین(مدح)غرق در نور شدم پا تا سر (مدح)علی ای بازوی تقدیر خدا (مدح ومرثیه)ای تو هرجا خدا خداست، ولی (مدح)یا امیرالمؤمنین یا ذالنعم (مدح)ای جان پاک ختم رسل در بدن، علی!(مدح)در مکتب اهل فضل و ایمان(مدح)ای شهریار ملک قضا و قدر علی(مدح)تو حیدری که خدا خوانده حیدرت مولا! ای صلوات کبریا نثار جسم و جان تو خوشا دردی که خاک بوی جانان است درمانش این شنیـدم غریب خستـه‌دلی کیست علی؟ حجّـت پروردگار به آن خدای که بخشد به انس و جان، جان را (خط شیعه)لیلة المبیـت .تادر اوصاف امیرالمؤمنین آید به کارمن دل به دو چشم یار دارمنه لوح و نه قلم بود نه ارض و نه سما بودآنکه را بهر ولا ما انتخابش می کنیمفروزندۀ بزم جان ها علی (ع)فرمانروای دو عالم ساقی کوثر علی جانزخورشید گردون فراتر منم منکیست وصیّ نبی آنکه ولّی خداستالا تمامی تاریخ شرحِ غربت تویا علی عبد شرمسار توامشعر حسان ابن ثابتآمدم بر درگهت با چشم گریان یا علیترجمۀ قصیده حمیریمن کی ام حبل المتینم من کی ام حق الیقینمفصل بهار آمد و صوت هزارهادر مرگ اگر علیست فریاد رسمنفس نفیس مصطفی یا علی (ع)بازوی کردگار، علی بود و بس، علی (ع)کیستم من بنده ای از فرط عصیان شرمگینم خرد را یافتم گفتم علی (ع) کیست الا ای تیرگی های شب ای خاموشی صحراکیستم من غرق بحر رحمتمرها به کوی هوا و اسیر خویشتنمبه خود آی، یک لحظه ای دل خدا رابُن اسلام باشد پنج نزد حق تعالایشمصطفی جانانِ کلِّ خلقت و جانش علی استرباییطبع شعر کمیت می خواهماین سؤال از منطق مولا علیستای نجف از مزار پاک علیای ولیّ معبودم سر به درگهت سودم(خداحافظی از نجف اشرف)گذشت ماه صیام و رسید عید صیاملاله گون گشت ز خون روی دل ارای علیاین شنیدم غریب خسته دلیخوشا دردی که خاک بوی جانان است درمانشای صلوات کبریا نثار جسم و جان توتو حیدری که خدا خوانده حیدرت مولا!ای مرتضی علی به نگاه پدر علیفرق دو تای توست کتاب شهادتت