امروز چهارشنبه ، ۲۲ آبان ۱۳۹۸
از علی بانگ اذان امشب به گوش ما نیامد

 

از علی بانگ اذان امشب به گوش ما نیامد

مسجد کوفه پر از جمعّیت و مولا نیامد

نخل های کوفه می گریند و می گویند با هم

آنکه بود از اشک چشمش آبیار ما نیامد

پیر نابینای مسکینی چنین می گفت امشب

ای خدا یار من مسکین نابینا نیامد

کودکی با کودکی می گفت من بی شام خفتم

آنکه بر ما شام می آورد آمد یا نیامد؟

دامن مادر گرفته گوشه ویرانه طفلی

گوید ای مادر بگو امشب چرا بابا نیامد

با صدای پای او لب های ما می گشت خندان

چشم ما گریان شد و از او صدای پا نیامد

چاه گوید من از آن مولا هزاران راز دارم

راز دارِ در میان جامعه تنها نیامد

نام مولا گشته (میثم) شمع جمع دردمندان

گر چه شب بگذشت و آن ماه جهان آرا نیامد