امروز چهارشنبه ، ۲۲ آبان ۱۳۹۸
سلام ای سلام خـدا بـر سـلامت!

 

****

(سخن با مولا) 
سلام ای سلام خـدا بـر سـلامت
درود ای کـلام الهــی، کــلامت
تو هم سجده؛ هم سیدالساجدینی 
که قلب حسین است بیت‌الحرامت 
مسلمـان نباشم نبـاشم نبـاشم 
ندانـم اگـر بـر خـلایق امـامت 

سلام خدا بـر سجـود و رکوعت 
درود خـدا بـر قعــود و قیـامت 
حجر بر در خانه‌ات قطعه سنگی 
مقـام آورد سـر بـه پای مقامت

تو حَجّی صلاتی زکاتی جهادی 
تو ممدوح بـا نامِ زین العبادی 

****

تو در تیرگــی‌ها سـراج المنیری 
تو همچون پیمبر، بشر را بشیری 
سمـاوات و عرشند در اختیـارت 
تـو آزادۀ عالمـی، کـی اسیـری؟ 
تو در کنـج ویرانه‌ها هـم بهشتی 
تو در زیــر زنجیرهـا هـم امیری 
به پای تو سر کرد خم «سربلندی» 
تو تنها به نزدِ خدا سر به زیری 
یمِ هشت بحری و درِّ سـه دریا 
ولـی خداونــد حــیّ قدیـری

تو «قدر» و «تبارک» تو «فرقان» و «نوری» 
تو عیسـی تـو گردون تو موسی تو طوری 

****

تو با خطبه‌ات شام را شـام کردی 
تو همچون علی فتح اسـلام کردی 
تو از شـام، پیغـام خـون خـدا را 
به هر عصر و هر نسل، اعلام کردی 
تو بـر روی دشمـن نمـودی تبسّم 
تو حتی به «مروان» هم اکرام کردی 
تو دل پیش زخـم‌ زبان‌هـا گشودی 
تو دعـوت ز سنـگِ لبِ‌ بـام کردی 
تو در کوفه یک لحظه دخت علی را 
بـه اوج خروشیــدن آرام کــردی

تو با صبر و با حلم و با استقامت 
بـه قـرآن بقـا داده‌ای تا قیامت

تو زمزم، تو مروه، تو سعـی و صفایی 
تو فرزنـد کعبـه، تـو خیـف و منایی 
$تو قرآن، تو احمد، تو حیدر، تو زهرا 
تـو در حُسـن، آیینـۀ مجتبــایی 
امامـی و، پیغمبــری از تـو زیبد 
کــه تنهــا پیــام‌آورِ کــربلایی 
کلامت بوَد وحیِ صاعد چه گویم 
تــو از پــای تـا سر کلامِ خدایی 
دعـا بــر دهـان و لبت بوسه آرد 
همانــا همانــا تــو روح دعـایی

چه بهتر که «میثم» ثنای تو گوید 
بـرای تـو خوانـد، بـرای تو گوید