امروز پنج شنبه ، ۳۰ آبان ۱۳۹۸
ای شام، کربلای تو یا زین العابدین

 


ای شام، کربلای تو یا زین العابدین 
دل بزم ابتلای تو یا زین العابدین 
یک عمر در فراق جوانان هاشمی 
شد خونِ دل غذایِ تو یا زین العابدین 
در بین خنده و کف و شادی گریستند 
زنجیرها برای تو یا زین العابدین 
چشم حسین و چشم شهیدان کربلا 
گریند در عزای تو یا زین العابدین 
ای کاش پر شود عوض اشک چشم ما 
از خون ساق پای تو یا زین العابدین 
در حیرتم که از چه به زنجیر بسته شد 
دست گره گشای تو یا زین العابدین 
ای کنز مخفی ازلی یک نفر نگفت 
ویرانه نیست جای تو یا زین العابدین 
آرد صدای گریة ما سر بر آسمان 
از اشک بی صدای تو یا زین العابدین 
تا حشر انقلاب حسین است سربلند 
در پای خطبه های تو یا زین العابدین 
در کوچه های شام فقط سنگ های بام 
بودند آشنای تو یا زین العابدین 
خاشاک و سنگ و خنده و دشنام و هلهله 
گردید رونمای تو یا زین العابدین 
"میثم" سلام می دهد از دور صبح و شام 
بر صحن با صفای تو یا زین العابدین