امروز چهارشنبه ، ۲۲ آبان ۱۳۹۸
علی گلی است که جز خون دل گلاب نداشت

 

علی گلی است که جز خون دل گلاب نداشت

غمش به گلبن تاریخ هم حساب نداشت

جواب گوی ستمدیدگان عالم بود

اگر چه نالۀ مظلومیش جواب نداشت

خزانه دار خدا بود و ثروتی دم مرگ

به غیر چهرۀ از خون سر خضاب نداشت

علی که سلسله بر پای آفتاب انداخت

به پیش اشک یتیمی توان و تاب نداشت

به مرگ بود زکودک به شیر عاشق تر

که تیغ دور سرش بود و التهاب نداشت

علی کسی ست که از روز بدر تا به شب قدر

به کام مرگ فرو رفت و اضطراب نداشت

گشوده گشت کتاب خدا رفرق علی

پیمبری به جهان اینچنین کتاب نداشت

نماز صبح شب قدر بر ستمکاران

بقدر ریختن خون او ثواب نداشت

بغیر خون سر آن شهید دست عدو

برای شستن محراب کوفه آب نداشت

طلوع فجر، شهادت بده که شست و سه سال

تو سر زدی و علی با تو بود و خواب نداشت

بخاک (میثم) از آن رو نهاد روی که دید

تراب هم پدری غیر بوتراب نداشت